رفتن به نوار ابزار

خانه

متن‌های پادکست که روی سایت منتشر کردم، متاسفانه پر از غلط املایی، اشتباه تایپی و اشتباه نگارشی ست. از این بابت عذرمیخوام. حتما سر فرصت متن‌هارو اصلاح می‌کنم.

  • قسمت نهم : بچه اشتباهی

    همه‌ی ما شاید یکی دوباری تو زندگی‌مون از مریض بودن لذت بردیم. از اینکه مریض بودیم خوشحال شدیم. عجیب نیست، تعطیل شدن مدرسه و توجه بیشتر از پدر و مادرمون واقعا لذت بخشه. بخشی از تجربه انسانه این که مریض...
  • قسمت هشتم : هتل استنلی

    یه شب سال 1976، کارمند شیفت شب پشت پیشخوان پذیرش وایساده بود که صدای پیانو به گوشش می‌خوره. کارمند که یه خانم بود سریع به سمت اتاق موسیقی می‌ره اما کسی رو اونجا نمی‌بینه. عجیبتر این که همین خانم ادعا...
  • قسمت هفتم: شیطان جرسی

    بعضی از داستان‌ها قرن‌هاست که روایت می‌شن. مستندات موجود و شاهدان عینی، اعتبار بعضی از داستان‌ها رو افزایش دادن. داستانی هست که حدود 300 ساله منطقه‌ای از آمریکا و مردم ساکن در اون منطقه رو تسخیر کرده. موجودی هست که...
  • قسمت ششم: خانه‌ی قتل

    وقتی که پلیس و مقامات قضایی در سال 1895 وارد ساختمانی در جنوب شیکاگو شدند، به هیچ وجه آمادگی برخورد با چیزی که دیدن رو نداشتن. طبقه بالا و پایین یک داروخانه، مثل یه هزارتو ساخته شده بود. پر از...
  • قسمت پنچم: باتلاق هاکوماک

    قدم گذاشتن به جنگل‌ها مثل وارد شدن به دنیایی دیگه‌است. دنیایی که رازهای تاریک رو از چشمان جستجوگر ما پنهان می‌کنه و خطرهای ناشناخته‌ای رو برای عابران بی‌خبر در خودش نگه می‌داره. برخی از جنگل‌ها مرموزتر از جنگل‌های دیگه‌ان. یکی...
  • قسمت چهارم: تیمارستان دَنورز

    در این قسمت از واهمه، وقایع ترسناک تیمارستان دولتی دَنورز رو روایت می‌کنم. شاید ترس ما از تیمارستان بیهوده نبوده. اما این قسمت باعث میشه بجای ترسیدین از بیماران اعصاب و روان از آدم‌های بیمار به ظاهر سالم بترسیم.
  • قسمت سوم: گودال خونین

    در قسمت سوم از پادکست واهمه، سراغ تونل هوسک رفتم، تونلی که ساخت اون هزینه‌هایی سنگینی رو در بر داشت. هم مالی و هم جانی. بیش از 200 نفر در راه ساخت این تونل جون خودشون رو از دست دادن....
  • قسمت دوم: گرگینه

    در قسمت دوم از پادکست واهمه، از گرگینه‌ها میگویم. انسان های شبه گرگی که احتمالا به لطف داستان‌ها و فیلم‌های هالیوودی با اون ها آشنایید. یکی از وقایع خوفناکی که در شهر اِدبرگ آلمان به اسم گرگینه ها تمام شد...