رفتن به نوار ابزار

قسمت سوم: گودال خونین

واهمه: واقعیت ترسناک‌تر از تخیل

قسمت سوم: گودال خونین

در قسمت سوم از پادکست واهمه، سراغ تونل هوسک رفتم، تونلی که ساخت اون هزینه‌هایی سنگینی رو در بر داشت. هم مالی و هم جانی. بیش از 200 نفر در راه ساخت این تونل جون خودشون رو از دست دادن.

اغلب آدم ها از تاریکی میترسند. ترس از تاریکی رو میشه از همه بچه ها انتظار داشت. اما حقیقت اینه که افراد بالغ هم ترس از تاریکی دارن اما اونو پنهان میکنن و خیلی ساده در موردش حرف نمی زنن. ترس از تاریکی از زمان ظهور بشریت وجود داشت. نیاکان ما با خیره شدن به تاریک غارها، تونل ها و زیرزمین ها ترس رو در اعماق وجودشون حس کردن. نام علمی ترس از تاریکی نیکتوفوبیاست. آقای هاوارد فیلیپس هاورکرافت، نویسنده آمریکایی در سال 1927 مقاله ای با عنوان ترس ماوراء طبیعی در ادبیات منتشر کرد. که با جمله ای ساده اما عمیق شروع میشد: قدیمی ترین و قوی ترین حس انسان ترسه. و قدیی ترین و قوی ترین ترس انسان، ترس از ناشناخته هاست. میدونین انسان ها از تاریکی میترسند چون قکر میکنن چیزی که ازش می ترسن در تاریکی حضور داره. شاید بیماری یا نا امیدی یا شکست در سایه تاریکی لم داده باشه کسی چه میدونه. به خاطر همینه که ما از باز کردن در مکان هایی که باید بسته بمونن میترسیم. ما آدمها از چیزی که نمیبینم میترسم و گاهی اوقات باید هم بترسیم.

من وحید حسنی هستم شما به واهمه گوش می کنید.

رشته کوه برکشایر در شمال غربی ترین نقطه ایالت ماساچوست قرار داره. در سال 1851 شرکت راه سازی تروی و گرینفیلد تصمیم به ساخت مسیریگرفت که باید از دل این رشته کوه عبور میکرد. این تونل از غرب فلوریدا رو به شرق نورث آدامس متصل میکرد. اما در این بین 8 کیلومتر سنگ و صخره سخت قرار داشت. پروژه ساخت این تونل قطعا کوچیک نبود، چرا که 21.2 میلیون دلار بودجه و 24 سال زمان صرف ساخت اون شد. که با تورم امروز میشه بیش از 410 میلیون دلار. اما پول و زمان تنها هزینه های سنگین این پروژه نبودند، بیش از 200 نفر جونشون رو برای حفر این تونل از دست دادن.

اولین اتفاق غم انگیز در 20 مارچ 1865 رخ داد، زمانی که گروهی از متخصصان انفجار وارد تونل شدند. شاید استفاده از واژه متخصص برای این افراد خیلی مناسب نباشه، چرا که ماده انفجاری نیتروگلیسرین یک سال قبل از این واقعه در آمریکا شناخته شده بود. بریکمن، نش و کلی سه نفری بودن که برای کار گذاشتن بمب وارد عمل شدن. بعد از کار گذاشتن بمب باید فرار میکردن و در سنگری که منطقه امن محسوب میشد پناه میگرفتن. فقط کلی بود موفق شد جون سالم به در ببره. ظاهرا کلی زودتر از زمان موعد بمب رو فعال کرده بود که همین باعث شد دو نفر از همکارانش زنده دفن بشن. طبیعتا کلی از این واقعه ناراحت بود و خودش رو مقصر می دونست اما کسی انتظار نداشت که مفقود بشه اما این اتفاق افتاد.

بعد از مدت کوتاهی اتفاق دوم رخ داد. ساخت مسیر ریلی درون یک تونل می‌توان پیچیده و سخت باشد. یکی از ویژگی هایی که اغلب تونل های اینچنینی دارند دریچه هوائیه که بتونه دود و بخار رو از تونل خارج کنه. مهندسان فکر کردند ایده خوبیه اگه از سطح زمین یه دریچه هوای استوانه ای به شعاع تقریبا 9 متر ایجاد کن تا به تونل برسه و همه دود و بخار رو تخلیه کنه. برای اینکار باید از سطح زمین بیش از 300 متر رو به سمت پایین حفاری میکردن. در اکتبر 1867 تقریبا نیمی از این دریچه هوای بزرگ رو حفر کرده بودن برای اینکه کارشون راحتر جلو بره یه بنای کوچیک روی دریچه ساختن تا بتونن از بالابر استفاده کنن و زباله ها رو خارج کنن همچنین یه سیستم پمپ آب برای تخلیه آب های زیر زمینی. هر روز چندین معدنچی که از جونشون سیر شده بودن برای کار وارد تهویه میشدن. حدث زدین قراره چه اتفاقی بیوفته درسته؟ آمادگیش رو دارین؟ بعد از اینکه دیگه به آخر های حفر تهویه رسیده بودن یه چراغ نشت میکنه و در چاهی که به اندازه آسمون ارتفاع داره گاز نفتا که خاصیت انفجاری داره آزاد میشه. خب انفجار رخ میده و تجهیزات به درون تهویه سقوط میکنن مثلا چی: 300 میله دریل که تازه تیز شده بودن، سیستم بالابر، بقایای ساختمونی که آتیش گرفته بود. همشون آوار شدن رو 13 مردی که در عمق تهویه در حال کار بودن. سیستم پمپ آب هم نابود شد و تهویه پر شد از آب. کارگرایی که بالا بودن سعی کردن به پایینی ها کمک کنند اما نتیجه نداد. یه نفر رو حتی داخل سبد گذاشتن و به درون تهویه فرستادن اما مجبور شدن سریع بالا بکشنش چونکه میزان بخار غیر قابل تحمل بوده. قبل از اینکه بیهوش بهش تونست چند کلمه بگه: دیگه امیدی نیست. در پایان روز چون چاره ای وجود نداشت روی تهویه رو پوشوندن. تا هفته ها کارگرهایی که مشغول کار بودن بارها گزارش دادن که صدای گریه و زاری چند مرد از درد رو دارن میشنون. حتی مردم روستایی که در اون نزدیکی قرار داشت داستان هایی از گریه ی مردان تعریف میکردن. افرادی با تحصیلات بالا هم که اومده بودن سازه رو بررسی کنن شنیدن صدای زاری رو تجربه کردن.

یک سال تمام بعد از حادثه، به سراغ تهویه برگشتن، همه آبی که دراون قرار داشت خارج کردن. میخواستن که کار رو از سر بگیرن اما چیزی وحشتناکی رو دیدن. اجسادی که بر روی الوار های به هم بسته شده چوب که به اصطلاح بهش کلک گفته میشه قرار داشتن. میشه نتیجه گرفت کارگرها از سقوط دریل ها و بقایای ساختمون جون سالم به در بردن و حتی به قدری زنده موندن تا یه کلک بسازن. هیچکس نمیدونه این افراد چه مدت زنده موندن تا اینکه توی گدال پر از آب زندگیشون به پایان رسیده. بعد از اون کارگار ها اسم دیگه ای رو کانال تهویه گذاشتن. گدال خونین.

تقریبا 4 سال بعد از انفجار گاز، 2 نفر رفتن که به تونل سر بزنن. یکیشون جیمز مکینستری سرپرست عملیات دریلی پروژه و دیگری دکتر کلیفورد اوونز. هر دو شخص تحصیل کرده و بین هکارانشون به شدت قابل احترام بودن. این دونفر به چیزی برخوردن که فرارتر از عجیب بود. آقای اوونز نوشته که: شب 25 ژوئن سال 1872 من و جیمز مکینستری راس ساعت 11 و 30 دقیقه شب وارد تونل شدیم. حدود 2 مایل پیش رفتیم. و برای اینکه نفسی تازه کنیم ایستادیم. با خودمون یه چراغ داشتیم. فضای تونل مثل یه معبد متروکه سرد و تاریک بود. یکی دو دقیقه ای مشغول صحبت شدیم میخواستیم برگردیم که صدایی شنیدم. صدای غریبی که غم انگیز بود. مثل اینکه یه نفر داره درد زیادی رو تحمل میکنه.بعد کورسویی رو دیدم که از سمت غربی داشت به ما نزدیک میشد.اول تصور کردم کارگریه که فانوس در دست داره. نور در حال نزدیک شدن به ما بود، آبی کمرنگ به نظر میرسید و انگار یه مرد بدون سر داشت اون رو حمل میکرد. نور نیم متری از زمین فاصله داشت و شناور بود. ناگهان با نزدیک شدن نور دمای هوا به شکل عجیبی پایین اومد. جسمی که شبیه شخص بدون سر بود به قدری بهم نزدیک بود که میتونستم با دراز کردن دستم لمسش کنم اما تا حد مرگ ترسیده بودم. من و مکنستری مثل مجسمه های چوبی بی حرکت بودیم. نور آبی چند ثانیه بی حرکت موند و سپس به سمت شرق حرکت کرد و در هوا محو شد. من بیش از هر چیزی واقع گرام و اهل تعریف شایعه و داستان هایی که دلایل منظقی دارن نیستم. اما حقیقتا نمیتونم چیزی که من و جیمز مکینستری شاهدش بودیم رو انکار کنم.

تونل هوسیک میزبان چندین داستان عجیب دیگه اس. در سال 1874 یک شکارچی به اسم فرانک وبستر بعد از اینکه در ساحل رودخانه دییرفیلد گیر افتاد، غیبش زد. سه روز بعد یه گروه جستجو تونستن فرانک رو بدون اسلحه اش پیدا کنن که ظاهرا کتک خورده بود، و سر و صورت خونی داشت. شکارچی ادعا می کرد که صدا هایی بهش گفتن که به تونل بیاد، بعد از اینکه وارد شد اشکل روح مانندی رو دیده. در نهایت شخصی بهش نزدیک شده اسلحه اش رو گرفته و باهاش به سر شکارچی ضربه زده کع منجر به از هوش رفتنش شده. شکارچی خارج شدنش از تونل رو به خاطر نداشت.

در سال 1936 یک کارگر راه آهن به نام جیمز این‌پوکو ادعا کرد که صدایی مرموز بهش هشدار داد اونم نه یه بار بلکه دوبار.

در سال 1973 شخصی به اسم برنارد هستبا تصمیم گرفت طول تونل رو پیاده روی کنه این مرد خردمند دیگه هیچوقت دیده نشد. یه مرد دیگه که موفق شد از تونل بیاد بیرون گفت که مردی رو در تونل با لباسی کهنه که متعلق به معدنچی های قرن پیش بوده دیده. داستان ها از تونل تا به امروز ادامه داشتن. گروه هایی که در زمینه حوادث ماوراء الطبیعه تحقیق میکنن بارها در تونل پیاده روی کردن. با اینحال تونل همچنان فعاله و روزانه چندین قطار از اون عبور میکنن. اغلب کسانی که شجاعت وارد شدن به تونل رو داشتن صدا ها و نور های غیر منطقی رو تجربه کردن. تا یادم نرفته بگم آقای کلی یادتونه که گفتم متخصص بمب بود و غیبش زد؟ یک سال بعد از اینکه موجب مرگ همکاراش شده بود، جسدش در دومایلی داخل پیدا شد. دقیقا همون نقطه ای که همکارانش برینکمن ونش زنده دفن شدن. کلی خفه شده بود.

تصویر کاور

Related Articles

قسمت پنچم: باتلاق هاکوماک

قدم گذاشتن به جنگل‌ها مثل وارد شدن به دنیایی دیگه‌است. دنیایی که رازهای تاریک رو از چشمان جستجوگر ما پنهان می‌کنه و خطرهای ناشناخته‌ای رو برای عابران بی‌خبر در خودش نگه می‌داره. برخی از جنگل‌ها مرموزتر از جنگل‌های دیگه‌ان. یکی از شوم‌ترین جنگل‌ها در ایالت ماساچوست قرار داره.

قسمت هشتم : هتل استنلی

یه شب سال 1976، کارمند شیفت شب پشت پیشخوان پذیرش وایساده بود که صدای پیانو به گوشش می‌خوره. کارمند که یه خانم بود سریع به سمت اتاق موسیقی می‌ره اما کسی رو اونجا نمی‌بینه. عجیبتر این که همین خانم ادعا می‌کنه که کیلید های پیانو خود به خود در حال نواختن موسیقی بودن. سال 1994  یکی از مهمان های هتل صدای موسیقی از اتاق موسیقی ‌می‌شنوه، وارد اتاق میشه، میبینه یه خانم جوان پشت پیانو نشسته و داره یه قطعه رو می‌نوازه. تصمیم می‌گیره نزدیک تر بره تا هم اون خانم رو ببینه هم موسیقی رو بهتر بشنوه، اما در عرض چند لحظه خانم جوان پشت پیانو به یه پیرمد تبدیل می‌شه و بعد غیبش می‌زنه. آقای استنلی رو بارها روی راه پله‌ی اصلی با کت و شلوار رسمی دیدن، حتی تو آسانسور هم دیدنش. آقای استنلی هیچ وقت به کسی صدمه نمی‌زد، اما خب کسایی که می‌دیدنش می‌ترسیدن هم مهمان‌ها و هم کارکنان. کارکنان مشروب فروشی بار ها گزارش دادن که آقای استنلی و همسرش داشتن اونجا قدم می‌زدن. بعضی ها حتی سعی کردن اون ها رو تعقیب کنن اما خب فایده ای نداشته چون ناگهان غیبشون زده. به روح متعقد باشید یا نباشید، گزارش های مکرر باعث می‌شه درباره روح ها کنجکاو شید. اما انگار فقط آقا و خانم استنلی نبودن که هتل رو تسخیر کرده بودن. گزارش های مشاهده روح از هر 4 طبقه هتل مطرح می‌شدن. اما به شکل کاملا ناجوان مردانه ای روح ها بیشتر از هرجای دیگه ای به اتاق مهمان ها سر می‌زدن.

در اوایل قرن 20 میلادی، بیشتر بازدید کنند‌گان هتل بیشتر از یک آخر هفته رو اونجا می‌گذروندن. در بسیاری از موارد مهمان‌ها بیشتر تابستان رو در اون منطقه یا هتل اقامت داشتن، خب در نتیجه لوازم بیشتری هم با خودشون به سفر می‌بردن تا بتونن حداقل یکی دو ماهی بیرون خونه از یا محل زندگی‌شون، اقامت داشته باشن. کسایی که سریال داون تاون اَبی رو دیدن با این فرآیندی که میگم بهتر آشنان. مهمان‌ها با گاری یا واگنی که لوازمشون، چمدون‌هاشون تو اون ها قرار داشت می‌رسیدن، بعضی‌ها حتی خدمتکار شخصی خودشون رو هم میاووردن، مهمان‌های ثروتمند از خدماتی در هتل بهره‌مند می‌شدن که برای همه فراهم نبود، بچه‌ها و خدمتکارها رو به طبقه چهارم منتقل کردن، مهمان‌ها انتظار داشتن که تو طبقات پایین بچه‌ها رو نبینن اگر هم می‌دیدن صدایی ازشون نشون، یعنی این که بچه‌ها فقط باید تو طبقه چهارم بازی ‌می‌کردن. در نتیجه بچه‌ها بالای سر مهمان‌های دیگه در اتاق ها و راهرو ها طبقه چهارم بازی می‌کردن، می‌خوابیدن، حتی توی گوشه از راه پله بدون پنجره آشپزخونه غذا می‌خوردن. الان دیگه طبقه چهارم هم یه طبقه عادی برای مهمان‌ها محسوب می‌شه. اما بر اساس گزارش‌های متعددی، صدای بچه‌ها همچنان از طبقه چهارم شنیده می‌شه، داستان‌های زیادی درباره‌ی اتاق 418 مطرح شده، صدای خوردن توپ به زمین تو تاریکی، صدای خندیدن و حرف زدن بچه‌ها، صدای برخورد فلز روی کف چوبی اتاق و صدای قدم های بچگانه. مهمان‌ها بارها به خاطر صداهای مختلف هراسون از خواب بیدار شدن. حتی کارکنان هتل هم تجربه‌های ترسناک داشتن، کارکنان با کمی ترس برای تمیزکاری وارد اتاق‌ها می‌شن، چون چندباری شاهد اتفاقات عجیب تو اتاق 418 بودن. بار ها گزارش شده تلویزیون اتاق 418 خود به خود روشن و خاموش شده، یکی از کارکنان ادعا کرده که تخت خواب اتاق 418 رو مرتب و صاف کرده چند لحظه بعد که تخت رو نگاه کرده انگار یه نفر روی تخت دراز کشیده بوده و رد بدن یه شخص روی تخت بوده.

اما این اتاق 418 نبود که بیشترین سر و صدا رو داشت. یکی از اتاق‌های طبقه دوم بود که شاهد تحرکات زیادی بود. گفته شده سال 1911 طوفان باعث قطع برق هتل شد، همه‌ی هتل تو تاریکی فرو رفت. بیشتر مهمان‌ها اون لحظه برای صرف شام طبقه پایین بودن. تاریکی باعث شد همگی تو سالن رقص جمع بشن، کارکنان دنبال این بودن که به صورت موقتی برای مهمان ها روشنایی فراهم کنن. زمانی که داشتن هتل رو میساختن برق یه فناوری تازه به  حساب می‌اومد، در نتیجه هتل به چراغ های گازی هم مجهز بود. کارکنان، اتاق به اتاق سالن به سالن جلو می‌رفتن و چراغ های گازی رو با شمع روشن می‌کردن. زمانی که از خدمتکار ها به اسم الیزابت ویلسون وارد اتاق 217 شد اتفاق عجیبی افتاد. اتاق 217، سوئیت ریاست جمهوری بود، سوئیت بزرگ با دکوراسوین زیبایی بود که شخص فلورا استنلی اونجارو تزئین کرده بود. نور گیر بود، کاغذ دیواری مزین به گل با رنگ‌های قرمز، صورتی و سبز همه دیوارها رو پوشونده بود، موکت این اتاق برای شبیه سازی چمن، سبز رنگ بود و با رنگ‌های قرمز و آبی مزین شده بود. اتاق 217 جواهر هتل به حساب می‌اومد. بر اساس روایت های موجود این چراغ گازی این اتاق نشتی داشته و تا قبل از اینکه خدمتکار برسه اتاق پر میشه از گاز. خدمتکار با شمع میرسه و اتاق 217 منفجر می‌شه. 10 درصد از ساختمان هتل از بال غربی منفجر میشه. بخشی از زمین طبقه دوم تخریب میشه و چندتا تیرآهن به طبقه پایین روی میز های سالن رقص می‌اوفتن، اما خوشبختانه هیچکدوم از مهمان ها آسیبی نمی‌بینن. خانم ویلسون مثل مهمان ها خوش شانس نبود، به طبقه پایین سقوط کرد و هر دو پاش شکستن. داستانی خوبی نبود اما نسخه‌های مختلفی ازش وجود داره. 5 روزنامه در ایالت کلورادو این خبر رو پوشش دادن، اما اطلاعاتی که منتشر کردن تفاوتی زیادی با هم داشتن. یکی از روزنامه ها گفته بود که اسم خدمتکار اِوا کولبِرن بوده و سمت ایوان پرت میشه و صدمه ای نمی‌بینه. یه روزنامه‌ی دیگه گفته خدمتکاری که باعث انفجار شده الیزابت لمبرت بوده که سقوط می‌کنه و می‌میره. یه روزنامه دیگه هم گفته که اسم خدمتکار لیزی لِیتِنبرگر بوده. همه روزنامه ها اما توافق داشتن که انفجار ساعت 8 شب اتفاق افتاد و هیچکدومشون هم به طوفان اشاره نکردن. این داستان چندتا ایراد داره. اول اینکه هیچ پرونده‌ای، هیچ اطلاعاتی از کارکنانی که در اون دوران در هتل مشغول به کار بودن، وجود نداره. و اینکه بین عکس هایی که از کارکنان هتل در قرن گذشته وجود داره، هیچ عکسی از الیزابت ویلسون، لمبرت یا، لیتنبرگر وجود نداره. به نظر می‌رسه این داستان یه پوششه. به نظر می‌رسه این داستان ساختگیه، این داستان رو ساختن تا اتفاقاتی که تو اتاق 217 می‌اوفتاده رو توجیح کنن.

منظورم از اتفاقاتی که تو اتاق 217 می‌افتاده چیه؟ خب بعضیا باور دارن که روح خانم ویلسون لباس مهمان هارو از داخل چمدون ها بیرون می‌ریخته و ملافه تخت خواب ها رو هم جا به جا می‌کرده. بعضی از مهمان ها و کارکنان هم از سوراخی مرموز و عجیب کف زمین خبر دادن که گفته شده به خاطر انفجار ایجاد شده. شیر آب حمام خود به خود باز و بسته می‌شده. و خدمتکارها حتی گفتن درهای اتاق خود به خود باز و بسته می‌شدن. سال 1974 یک مرد به همراه همسرش در فصلی که مناسب سفر کردن نبود به هتل می‌رن. مرد ادعا کرده که به جز خودش و همسرش هیچ مهمان دیگه ای تو هتل نبوده. شب اول میرن شام می‌خورن، و خسته به تخت خواب میرن. مرد اما یه خواب عجیب و ترسناک میبینه، که اینطور تعریف کرده: خواب دیدم پسر سه ساله‌ام داره تو راهرو هتل فرار می‌کنه، در حالی که داشت از گوشه چشم پشتش رو نگاه می‌کرد، ترسیده بود و داد می‌زد، یه شلنگ آتش نشانی داشت پسرم رو تعقیب می‌کرد. از خواب بیدار شدم، خیس عرق بودم چیزی نمونده از رو تخت بیوفتم، بلند شدم، یه سیگار روشن کردم، روی صندلی نشستم، و از پنجره به کوهستان راکی خیره شدم، سیگارم رو که تموم کرد، ایده نوشتن یه کتاب به سرم زدم. اون مرد کسی نبود جز استفن کینگ، نویسنده مطرح داستان های ترسناک، کتابی که ایده اش اون شب به ذهن استفن کینگ رسید، تبدیل شد به کتاب شاینینگ که بعیده فیلمش رو ندیده باشین. جالبه هتل استنلی الهام بخش کتاب و فیلم شاینینگ بوده.

[irp]

بعضی از داستان ها ارزش و قدمت تاریخی دارن. بعضی از داستان ها رو چون واقعا اتفاق افتادن، تعریف می‌کنن، چون حقیقت دارن، حداقل بخشی از داستان حقیقت داره. تو دل بسیاری از افسانه‌ها یک ذره حقیقت پیدا می‌شه، یا یک اتفاق واقعی یا عاملی که باعث ترس بوده، مردم داستان رو ها می‌سازن تا بعضی چیزا یادشون بمونه، تا از تجربش استفاده کنن، تا یه درس ازش بگیرن. طبیعتا زیادن افسانه هایی که هیچ حقیقتی پشتشون نیست. این دسته از افسانه ها برای توجیه مواردی که قابل توجیح نیستن، خلق می‌شن. افسانه های تخیلی به گذشته تیکه میکنن تا بتونن برای خودشن اعتبار دست و پا کنن، در آخر هر چقدر هم که تلاشش کنن ریشه ندارن. دلیل اینکه مردم از خودشون داستان می‌سازن عجیب نیست. داستان ها به مردم کمک می‌کنن تا زنده بودنشون رو ثابت کنن، داستان ها به ما کمک می‌کنن تا زندگی‌مون رو علامت گذاری کنیم، جهت یابی کنیم، بدونیم از کجا داریم میایم و به کدوم سمت باید بریم. هر وقت که اتفاقای عجیب یا غیرمنطقی میوفته سریع به عقب نگاه می‌کنیم ببینیم، نشان هایی از این اتفاق تو گذشته هست یا نه؟ حتی اگه نتونیم نشونه ای پیدا کنیم، خیلی ساده خودمون یکی می‌سازیم. شاید قضیه ی هتل استنلی هم همین باشه. شاید نشانه های اتفاقت واقعی در هتل استنلی در گذشته گم شدن. منصفانه بخوایم نگاه کنیم بعضی از داستان های هتل استنلی ریشه در حقیقت دارن. من نیمخوام نظر خودم رو به شما تحمیل کنم، تصمیمش با شماست. اما گاهی داستان ها هم می‌تونن کامل تر بشن، گاهی ناشناخته ها به خاطر یه اتفاق ناگهانی شناخته تر می‌شن. در سال 2014 وقتی کارگرها مشفول تعمیرات بودن، توی تونلی که زیر هتل قرار داشت، بقایای یه سری آوار و خرابه پیدا می‌کنن، مثل چی؟ دیوارهایی با کاغذ دیواری صورتی و سبز، تکه های موکت سبز رنگی که با رنگ قرمز و آبی مزین شده بود. مشخص می‌شه واقعا اتاق 217 منفجر شده بوده. این حقیقت سال 2014 تقریبا 100 سال بعد پیدا می‌شه، تصور کنید چقدر حقیقت وجود داره که هنوز پیداش نکردیم. این قسمت رو با یه داستان دیگه از اتاق 217 تموم کنم. یکی از مسافران شب آماده میشه که بخوابه، پنجره اتاقش رو باز میکنه تا کمی هوای تازه وارد اتاق بشه. مرد مسافر می‌خوابه، تا اینکه احساس می‌کنه همسرش از روی تخت پایین میاد، میره سمت پنجره. مرد چشماش رو به زحمت باز میکنه، به ساعت نگاه می‌کنه و بعد به سمت پنجره برمی‌گرده و چهره درخشان همسرش رو پای پنجره می‌بینه. همسرش آزوم میگه، بیا باید اینو ببینی، یه خانواده از گوزن‌های شمالی بیرون هتلن، مرد اما از جاش تکون نمی‌خوره، لبخند می‌زنه و همونطور به مدت طولانی به همسرش نگاه‌ می‌کنه. شاید با خودتون بگین چرا مرد مسافر نرفته دم پنجره تا گوزن ها رو ببینه، به نظرم حق داشته چون همسرش تقریبا 5 سال پیش مرده بوده.

Responses

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. Hey there just wanted to give you a quick heads up.

    The words in your article seem to be running off the screen in Firefox.
    I’m not sure if this is a format issue or something to do with web browser compatibility but I
    figured I’d post to let you know. The style and design look great though!
    Hope you get the problem resolved soon. Cheers

  2. Woah! I’m really loving the template/theme of this
    blog. It’s simple, yet effective. A lot of times it’s tough to get
    that “perfect balance” between usability and appearance.
    I must say you have done a awesome job with this.
    Additionally, the blog loads very quick for me on Safari.
    Superb Blog!

  3. I’ve been browsing online more than 3 hours today, yet
    I never found any interesting article like yours.
    It is pretty worth enough for me. In my opinion, if all site
    owners and bloggers made good content as you did, the internet will be much more useful than ever before.

  4. Greetings, I do think your site might be having internet browser compatibility issues.
    When I look at your web site in Safari, it looks fine however, if
    opening in I.E., it has some overlapping issues.
    I just wanted to provide you with a quick
    heads up! Apart from that, great website!

  5. You actually make it seem so easy with your
    presentation but I find this matter to be really something
    which I think I would never understand. It seems too complicated and very broad for me.
    I’m looking forward for your next post, I will try to get the
    hang of it!

  6. Out of my investigation, shopping for electronics online can for sure be expensive, however there are some tricks and tips that you can use to obtain the best offers. There are usually ways to uncover discount discounts that could help to make one to ge thet best technology products at the lowest prices. Thanks for your blog post.

  7. Hello would you mind letting me know which web host you’re
    working with? I’ve loaded your blog in 3 completely different
    browsers and I must say this blog loads a lot quicker then most.
    Can you suggest a good internet hosting provider at a
    fair price? Thank you, I appreciate it!

  8. Pretty nice post. I simply stumbled upon your blog and wished
    to mention that I’ve truly loved surfing around your weblog posts.
    After all I’ll be subscribing on your rss feed and I am hoping you write once more
    very soon!

  9. Hello would you mind letting me know which hosting company you’re working with?
    I’ve loaded your blog in 3 different web browsers and I must say this blog loads a
    lot quicker then most. Can you suggest a good internet
    hosting provider at a honest price? Cheers, I
    appreciate it!

  10. It’s appropriate time to make some plans for the future and it
    is time to be happy. I have read this post and if I could I
    want to suggest you few interesting things or tips. Maybe
    you could write next articles referring to this article.
    I wish to read more things about it!

  11. I’ve been absent for a while, but now I remember why I used to love this web site. Thanks, I’ll try and check back more frequently. How frequently you update your site?

  12. I’ve been browsing online more than 4 hours today, yet I never found any interesting article like yours.
    It’s pretty worth enough for me. In my opinion, if all website owners and bloggers made good content as you did, the internet will be much
    more useful than ever before.

  13. Its such as you learn my thoughts! You appear to understand so much approximately this, like you wrote the e book in it
    or something. I think that you simply can do with a few p.c.

    to pressure the message home a bit, but instead of that, this is magnificent
    blog. An excellent read. I will certainly be
    back.

  14. I will right away seize your rss feed as I can not to find your email subscription hyperlink
    or e-newsletter service. Do you’ve any? Please permit me recognise so that I could
    subscribe. Thanks.

  15. It’s the best time to make some plans for the future
    and it is time to be happy. I have read this
    publish and if I may just I desire to counsel you some
    interesting things or tips. Maybe you can write
    next articles referring to this article. I want to learn more issues approximately it!

  16. Hi! Quick question that’s completely off topic.
    Do you know how to make your site mobile friendly?
    My web site looks weird when browsing from my iphone4.
    I’m trying to find a theme or plugin that might be able to correct this
    issue. If you have any recommendations, please share.
    Many thanks!

  17. I’ll immediately seize your rss as I can’t in finding your email
    subscription link or e-newsletter service. Do you’ve any?
    Kindly permit me recognise in order that I may subscribe.

    Thanks.

  18. Woah! I’m really enjoying the template/theme of this website.
    It’s simple, yet effective. A lot of times it’s hard
    to get that “perfect balance” between usability
    and visual appeal. I must say you’ve done a amazing job with this.
    In addition, the blog loads super fast for me on Chrome.
    Superb Blog!

  19. I simply could not depart your site before suggesting that I actually loved the standard info
    a person supply for your visitors? Is gonna be again regularly
    to inspect new posts

  20. Admiring the dedication you put into your website and in depth information you present.

    It’s nice to come across a blog every once in a
    while that isn’t the same unwanted rehashed information. Great read!

    I’ve saved your site and I’m adding your RSS feeds to my Google account.

  21. I have noticed that credit restoration activity must be conducted with tactics. If not, chances are you’ll find yourself endangering your positioning. In order to realize your aspirations in fixing your credit rating you have to ascertain that from this moment in time you pay any monthly dues promptly prior to their slated date. It really is significant for the reason that by definitely not accomplishing this, all other actions that you will choose to adopt to improve your credit rank will not be successful. Thanks for expressing your tips.

  22. Thanks, I have recently been looking for information about this subject for a long time and yours is the greatest I have found out till now. However, what concerning the bottom line? Are you positive in regards to the supply?

  23. https://instantjobinterviewtools.com Auto increment permits
    the user to produce a unique number to be generated whenever a
    brand-new record is placed in the table. VEHICLE INCREMENT is the key phrase for
    Oracle, AUTO_INCREMENT in MySQL and also IDENTIFICATION
    key phrase can be made use of in SQL WEB SERVER for auto-incrementing.
    Mainly this search phrase is made use of to
    create the main trick for the table. Normalization sets up the existing tables and also its fields
    within the data source, leading to minimal duplication.
    It is used to simplify a table as much as feasible while keeping the distinct fields.

    If you have truly little to say for yourself, the job interviewer power think you have void to
    state. pl sql meeting questions I make myself
    really feel magnificent in front the meeting starts.
    With this inquiry, the employer will evaluate you on just how you prioritise your job list.

    I anticipate operations with damien once more in the future tense.

    You mightiness require a compounding of different
    types of questions in order to to the full cover the issue, and also this might diverge betwixt individuals.
    Candidates turn up to meetings with a coating of exciting you.

    A primary secret is a unique type of special key.
    A international key is used to maintain the referential
    link honesty between 2 data tables. It stops activities that
    can destroy web links in between a kid and also a parent table.
    A main key is made use of to define a column that distinctively identifies each
    row. Void value as well as replicate worths are not permitted to
    be entered in the main essential column. However, you could
    not be provided this hint, so it is on you to remember that in such a scenario a subquery is specifically
    what you require. After you go through the basic SQL interview concerns, you are likely to be asked something more particular.

  24. It’s perfect time to make a few plans for the future and it’s time to be happy.
    I’ve learn this put up and if I may just I want to suggest you some interesting issues
    or tips. Perhaps you could write next articles regarding this
    article. I want to learn even more issues approximately it!

  25. It is the best time to make some plans for the longer term
    and it’s time to be happy. I’ve read this submit and if I could I
    wish to recommend you some attention-grabbing things or advice.
    Perhaps you could write subsequent articles referring to this article.
    I want to read even more things approximately it!

  26. Great weblog here! Additionally your website so much up very fast! What host are you the use of? Can I get your affiliate hyperlink to your host? I wish my web site loaded up as fast as yours lol.

  27. I have been browsing online more than 3 hours today,
    yet I never found any interesting article like yours.
    It is pretty worth enough for me. In my view, if all website owners and bloggers made good content
    as you did, the web will be a lot more useful than ever before.

  28. Woah! I’m really digging the template/theme of this blog.
    It’s simple, yet effective. A lot of times it’s very hard to
    get that “perfect balance” between usability and visual appearance.
    I must say you have done a great job with this. Additionally,
    the blog loads extremely quick for me on Opera.
    Outstanding Blog!

  29. It is appropriate time to make some plans for the longer term and it’s
    time to be happy. I have learn this put up and if I may just I
    desire to suggest you some interesting issues or
    advice. Maybe you could write next articles referring to this article.
    I want to read more issues approximately it!

  30. It’s appropriate time to make some plans for the long run and it’s time to be happy.

    I’ve read this publish and if I may I wish to suggest you some fascinating issues or tips.
    Perhaps you can write subsequent articles referring to this article.

    I wish to read more things about it!

  31. It’s the best time to make a few plans for the long run and it’s time to be happy.
    I’ve learn this publish and if I may just I wish to suggest you few
    interesting things or suggestions. Perhaps you can write subsequent articles relating to this article.
    I desire to learn even more issues approximately it!

  32. Hi, I do think this is a great web site. I stumbledupon it 😉 I may return once again since i have book marked it.
    Money and freedom is the best way to change, may you be rich and continue to guide others.

  33. Heya i’m for the primary time here. I came across this board and
    I find It really useful & it helped me out a lot.

    I am hoping to provide something again and aid others like you aided me.

  34. I will immediately take hold of your rss as I can’t to find your email subscription hyperlink or e-newsletter service.
    Do you have any? Please permit me realize in order that
    I may just subscribe. Thanks.

  35. Thanks for the several tips discussed on this blog. I have seen that many insurance companies offer consumers generous deals if they opt to insure many cars with them. A significant number of households include several vehicles these days, particularly people with elderly teenage young children still living at home, as well as savings upon policies can certainly soon increase. So it makes sense to look for a great deal.

  36. It’s the best time to make some plans for the future and it’s time to be happy.
    I’ve read this post and if I could I want to suggest you some interesting
    things or advice. Perhaps you can write next articles referring to this article.
    I desire to read more things about it!

  37. I’ve been surfing on-line greater than 3
    hours today, yet I never discovered any fascinating article like yours.

    It is pretty value sufficient for me. Personally, if all website owners and bloggers made good content material as you probably did,
    the net can be much more useful than ever before.

  38. It is perfect time to make some plans for the future and it is time to be happy.
    I’ve read this post and if I could I desire to suggest you few interesting things or suggestions.
    Perhaps you can write next articles referring to this article.
    I want to read more things about it!

  39. I will right away take hold of your rss feed as I can’t to find your e-mail
    subscription link or e-newsletter service. Do you have any?

    Kindly permit me realize so that I could subscribe. Thanks.

  40. I have been surfing online more than 2 hours today, yet I
    never found any interesting article like yours. It is pretty worth enough
    for me. In my opinion, if all webmasters and bloggers made good content as you did, the internet will be a lot
    more useful than ever before.

  41. I have been browsing online more than 4 hours today, yet I never found any interesting article like yours.
    It’s pretty worth enough for me. In my opinion, if all web owners and bloggers made good content as you did, the net will be much more useful than ever before.

  42. Howdy just wanted to give you a quick heads up. The words in your content
    seem to be running off the screen in Internet explorer.
    I’m not sure if this is a format issue or something to do with browser compatibility but I
    thought I’d post to let you know. The design look great though!
    Hope you get the issue solved soon. Kudos

  43. Hi there just wanted to give you a brief heads up and let you know a few of the images aren’t loading properly.

    I’m not sure why but I think its a linking issue. I’ve tried it in two different web browsers and both
    show the same outcome.

  44. I have been browsing online greater than three hours lately, yet I never discovered
    any fascinating article like yours. It is lovely value
    sufficient for me. In my opinion, if all site owners and bloggers made excellent content
    as you did, the net might be much more helpful than ever before.

  45. I’ve been browsing online more than 2 hours today, yet I never found any interesting article like yours.

    It is pretty worth enough for me. In my opinion, if all webmasters and
    bloggers made good content as you did, the internet will be a lot more useful than ever before.

  46. Howdy! Someone inn mmy Myyspace groiup sharsd this siite wit uss so I cane too check iit out.
    I’m deinitely lovving thhe information. I’m book-marking and wkll bee tweetting this to myy followers!
    Teerific blog and fantastiuc style aand design.